تبليغاتX
دست نوشته های یک آرال - سلامی به گرمی 15 تیر ساعت 30/14 اهواز
در کلبه ی درویشی ما رونق اگر نیست صفا هست
بنام خدا

هزارتو مال حرفای مهمه

برای حرفای بی اهمیت روزمره کلبه ی درویشی بهتره

بهار علم و دانش اومد و عرصه ی علم یکبار دیگه زنده شد

مهمانی خدا هم رو به اتمامه

راجع به ماه مبارک و شبهای قدر توی هزارتو مفصل گفتمولی یه چیزی که اونجا نگفتم اینه که اولین ماه رمضونی بود که منم جزو احیا بودم. البته احیای واقعی ما ها نیستیم. ان شائ ا... سال دیگه با خود آقا احیا بگیریم.

خوب دیگه بیخیال این حرفا. از مدرسه ی جدید بگم همونطور که اگه از خواننده های قدیمی من باشید میدونین دبیرستان قبلیه تجربی نداشت و من مجبور شدم برای رسیدن به آرزوی دیرینه ام که همانا نشستن سر کلاسای سال دوم تجربی بود علیرغم میل باطنی کادر دبیرستان قبلیم و  ظاهری خودم دو خیابون عقب تر بیام و بشم دانش آموز سال دوم نظام جدید رشته ی علوم تجربی دبیرستان امیر کبیر.

البته اسمم همونه که قبلا بود.

دبیرستان خوبیه. مزیتش نسبت به نور هدایت اینه که اولا همه ی دبیراش بدون استثنا فوق العاده مسلط و کار آمد هستن. ثانیا گتره ای تره. اونقدر قوانین عجیب غریب و سخت گیری توش نیست. ولی یه عیب خیلی خیلی بزرگش اینه که دانش آموزاش ضعیفن.

 در پی تبلیغات سو ء علیه علوم تجربی  و استقبال فوق العاده ضعیف پسرا از این رشته ی جیگر از بین ۶۱ دانش اموز سال دومی این دبیرستان تنها ۱۶ نفر تجربی هست. لذا با تدبیر کادر مدرسه روزای یکشنبه ما دو زنگ زیست داریم و ریاضیا ۱ زنگ آمار و ۱ زنگ پرورشی(ما وقتی اومدیم تجربی میدونستیم خیلی چیزا رو بزودی از دست میدیم پرورشی یا همون بیکاری اولیشه). سر کلاس  آقای چراغی میپرسه رادیکال صفر چند میشه؟ و چندین نفر از بچه های ریاضی فیزیک از جواب عاجزند. باز دوباره سر کلاس آقای چراغی ضمن حل تمارین کتاب به یه تمرین سخت؟! برمیخوریم ۴یا ۵ نفر از ریاضیا که از ذکر نامشون معذوریم میان پا تخته ولی یا زیپ نیششون وا نمیشه یا ایده های غلط و خنده دار میدن برای حل مساله. ولی حاجیتون داوطلبانه میره پای تخته ماژیکو میگیره دستش و در طول کمتر از ۳ دقیقه مساله رو حل میکنه.

راستی رئیس سازمان جوانان استان خوزستان رفیق قدیمی عموی بنده ــ مربی مسجد بنده جناب حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای کلاه کج دبیر دین و زندگیمونن. سر کلاس وقتی با بچه ها یکی یکی صحبت میکرد و آمارشونو میپرسید به حاجیتون که رسید بعد از اینکه فهمید من کیم یکی یکی هرچی از زندگینامم میدونست گفت. بعدشم خطاب به کلاس گفت نمرش که شک نکنین بیسته.(حاج آقا خیلی شوخ طبعن)
دیگه فک نمیکنم برای اولین پست بعد از بازگشتم مطلب گفتنی دیگه ای مونده باشه الا اینکه امشب افطاری مدرسه دعوت بودیم بتون نمیگم چی دادن دلتون آب نشه. راستی معلم زسیتمون  هر جلسه بصورت کتبی یا شفاهی پرسش کلاسی میکنن که من یه ۴ شدم از ۵ (حد اکثر نمره ۵/۴ بود یه نکته انحرافی تو یکی از سوالا انداخته بود که هیچکی جواب نداد)و یه بار دیگه هم اگه دکتر محمود جان  یکشنبه رو تعطیل نکنن مشخص میشه چند گرفتم. ببخشین که بیشتر از این نمیتونم سرتونو درد بیارم خبر بازگشت این درویش مخلص رو به همه ی دراویش بدین ان شائ ا... هر ۵ شنبه من بعد خدمت میرسیم.

فمن الله توفیق

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 22:16  به قلم آرمان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سکوت سرشار از ناگفته هاست

نوشته های پیشین
تیر 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
مهر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
مرداد 1383
اسفند 1382
آرشیو موضوعی
نوشته روزانه
شعر
ورزش
طنز
اولین پست
پیوندها
شبهای نقره فام
شیرین تر از این نیست
اخبار ورزشی
شیطونیهای بچه گانه
افکار پراکنده ی یک ژوکر
سمیرا دختر همیشه عاشق
نسترن....شیما
عمه قزی
دست نوشته های پسرک تنها
یادم باشد که زنده ام
روح باران
کاکا_میلان(بهار)
دست نوشته های یک دختر
نهایت هستی
عمریست که تنهایم و در تنهایی نیزتنهایم _ بهار
عشق به استقلال
نی نی ( لنا )
بهار عشق
دیاکو
چهارسو
خیال آبی
به دفتر خاطرات آرمان خوش آمدی
تمشک
ساناز
ثمین
شهید دکتر علی شریعتی
باران
فوتبال زندگی است
هدی فولادی
متن کتاب های درسی آموزش و پرورش ایران
متن کتاب زیست 1
متن کتاب زیست 2
ترجمه ی آهنگهای خارجی
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

Code music shadmehre www.amb.blogsky.com

www.amb.blogsky.com